کوتاهی در فرهنگ، هزینههای اجتماعی دارد
محسن برجی دز گقتگو با خبرنگار گروه فرهنکی پایگاه خبری تحلیلی «موجرسا»؛ گفت: اگر شهر را فقط مجموعهای از خیابانها، جدولها، آسفالتها و ساختمانهای بتنی بدانیم، باید بگوییم مدیریت شهری دچار یک سکته بزرگ شده است.
بیشتر بخوانید
وی افزود: نبود یک بازوی قدرتمند و تخصصی با عنوان معاونت یا سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی، فقط یک نقص اداری نیست؛ یک فاجعه مدیریتی است.
کارشناس ارشد مدیریت شهری با اشاره به بیتوجهی برخی اعضای شورا و شهرداران به نهادهای فرهنگی و ورزشی تصریح کرد: در بسیاری از دورهها، شهرداران و اعضای شورای شهر، وجود این نهادها را لوکس یا سربار میدانستند و تمام توان مالی و فکری شهر را در پروژههای عمرانی متمرکز میکردند. یعنی دچار نگاه بتنمحور شدند.
وی سه دلیل اصلی برای این بیتوجهی برشمرد و گفت: دلیل اول رزومهسازی به جای شهرسازی است. آسفالت کردن یک خیابان در گزارش عملکرد چهارساله خیلی راحتتر از تغییر نگرش شهروندی یا کاهش آسیبهای اجتماعی دیده میشود. مدیران ترجیح میدهند جسم شهر را تزیین کنند، چون دیدن آسفالت آسانتر از دیدن ارتقاء نشاط عمومی است.
برجی دومین دلیل را نگاه کوتاهبینانه به بودجه دانست و افزود: فرهنگ و اجتماع را بودجهخوار میبینند نه سرمایهگذار.
وی خاطرنشان کرد: غافل از اینکه اگر امروز برای آموزش شهروندی، حمایت از ورزشهای همگانی یا مدیریت آسیبهای اجتماعی هزینه نکنیم، ۱۰ سال بعد هزینه آن را با آسیبهای غیرقابل کنترل، افزایش ناهنجاریها و بیتفاوتی نسل جدید نسبت به شهر پرداخت خواهیم کرد.
کارشناس ارشد مدیریت شهری سومین دلیل را فرار از پیچیدگی کار با مردم عنوان کرد و گفت: کار با مردم و فرهنگ سخت و چالشبرانگیز است. مدیریت آسیبهای اجتماعی و مطالبات فرهنگی، مدیران را در برابر مردم قرار میدهد و پاسخگویی میخواهد. چقدر راحتتر است که فقط با پیمانکاران عمرانی جلسه بگذاریم تا با هنرمندان، ورزشکاران و فعالان اجتماعی و فرهنگی.
وی تأکید کرد: شهر خوابگاه نیست که فقط در آن بخوابیم و تردد کنیم. شهر جایی برای زیستن است. شهرداری اگر به فکر نشاط، آموزش، سلامت روانی و ورزش مردم نباشد، درواقع یک پیمانکار عمرانی است، نه یک مدیر جامعهنگر.
برجی با توضیح اینکه نبود ساختار فرهنگی - اجتماعی یعنی رها کردن جوانان در خلأهای تفریحی، یعنی افزایش افسردگی خاموش و یعنی شهری که هیچکس به آن احساس تعلق ندارد، یادآور شد؛ مسئولان به جای مسابقه برای کلنگزنیهای عمرانی که شاید ضروری هم نباشند، فکری به حال نبض تپنده شهر بکنند. شهری که فقط پل دارد ولی جامعه ندارد، به زودی در سکوت آسیبهای اجتماعیش فرو میریزد.
انتهای خبر/

